روانشناسی بالینی (ورودی89) دانشگاه انار
ز نقص تشنه لبی دان، به عقل خویش مناز ....... دلت فریب گر از عشوه ی سراب نخورد 
قالب وبلاگ

دکتر میرزایی عزیز

سالروز تولد سرآغاز دوباره ای بر یاد آوری نعمت بودن برای شدن هر انسانی است، بودن شما همیشه یاد آور سبزی ها است ، امیدوارم تولد دوباره شادیها و موفقیت ها را در بهار نو شاهد باشی

تولد شما بی شک بهانه ای شد برای تشکر از زحمات فراوانتان

تولدتان را تبریک می گوییم و برایتان آرزوی موفقیت می کنیم.

بالینی89

[ ۱۳٩۳/٥/٢٦ ] [ ۱:٥٢ ‎ب.ظ ] [ روانشناسی بالینی انار ]
استاد مشغول درس مبحث نواندیشی و روشنفکری برای شاگردانش بود. اما خود می دانست این موضوعی است که بسادگی برای هرکسی جا نمی افتد. چون بحث فرهنگ دیرینه و فاخر بودن آن نیز مطرح شده بود
استاد یکی از شاگردان خواست تا پنجره را ببندد و گفت که تا مدتی باز نشود. هوا گرم بود و تعداد شاگردان هم زیاد.پس مدتی  شاگردان کلافه شده و خواستار باز شدن پنجره گشتند.
پنجره که باز شد همگی نفسی راحت کشیدند و احساس خشنودی کردند. استاد پرسید نسبت به این هوای مطبوع که همین الان وارد شد چه احساسی دارید؟  شاگردان همگی آنرا یک جریان عالی و نجات بخش توصیف کردند. استاد گفت حالا که اینطور است پنجره را ببندید تا این هوای عالی را برای همیشه و در تمامی اوقات داشته باشید.
تعدادی از شاگردان گفتند فکر بدی نیست اما تعدادی دیگرپس از کمی فکر با اعتراض گفتند ولی استاد اگر پنجره بسته شود این هوا نیز کم کم کهنه می شود و باز نیازمند تهویه می شویم.
استاد گفت: خب حالا شما معنی نواندیشی را فهمیدید!
درجوامع وقتی یک اندیشه یا ایده یا فلسفه نو پیدا می شود
عامه مردم ابتدا در برابر آن مقاومت می کنند
اما در طول زمان چنان به آن وابسته می شوند که بهتر کردن و ارتقاء آنرا فراموش می کنند
و چون با فرهنگ شان مخلوط می شود نسبت به آن تعصب پیدا می کنند.
مگر آنکه مثل بعضی از شما به  ضرر آن هم فکر کنند
[ ۱۳٩۳/٥/٢٥ ] [ ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ] [ روانشناسی بالینی انار ]

من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى، من را خودم از خودم ساخته‌ام

منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است

تویى که تو از من می‌سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند

لیاقت انسان‌ها کیفیت زندگى را تعیین می‌کند، نه آرزوهایشان

و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهى

و تو هم می‌توانى انتخاب کنى که من را می‌خواهى یا نه

ولى نمی‌توانى انتخاب کنى که از من چه می‌خواهى

می‌توانى دوستم داشته باشى، همین گونه که هستم و من هم

می‌توانى از من متنفر باشى بى‌هیچ دلیلى و من هم

چرا که ما هر دو انسانیم

این جهان مملو از انسان‌هاست، پس این جهان می‌تواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد

تو نمی‌توانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمی‌صادر کنی و من هم

دوستانم مرا همین گونه پیدا می‌کنند و می‌ستایند

حسودان از من متنفرند، ولى باز می‌ستایند

دشمنانم کمر به نابودیم بسته‌اند و همچنان می‌ستایندم

چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت، نه حسودى و نه دشمنى و نه حتی رقیبى

من قابل ستایشم و تو هم

یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد

به خاطر بیاورى که آن‌هایى که هر روز می‌بینى و مراوده می‌کنى

همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت

نامت را انسانى باهوش بگذار ، اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى 

یادت باشد که این‌ها رموز بهتر زیستن هستند

گاندی

[ ۱۳٩۳/٥/٢٢ ] [ ٩:٠۸ ‎ب.ظ ] [ روانشناسی بالینی انار ]

گمان می کنم ارزش تاملی دوباره داشته باشد

در دهه هشتاد در نیویورک ​باج گیری در ایستگاهها و در داخل قطارها امری روزمره و عادی بود. فرار از پرداخت پول بلیط رایج بود و سیستم مترو ٢٠٠ میلیون دلار در سال از این بابت ضرر می کرد. مردم از روی نرده ها به داخل ایستگاه می پریدند و یا ماشین ها را خراب می کردند و یکباره سیل جمعیت بدون پرداخت بلیط به داخل سرازیر می شد. اما آنچه که بیش از همه به چشم می خورد گرفیتی (Graffiti) بود. (گرفیتی نقش ها و عبارات عجیب و غریب و در همی است که بر روی دیوار نقاشی و یا نوشته می شود). هر شش هزار واگنی که در حال کار بودند از سقف تا کف و از داخل و خارج از گرفیتی پوشیده شده بودند. آن نقش و نگارهای نامنظم و بی قاعده چهره ای زشت و عبوس و غریب را در شهر بزرگ زیرزمینی نیویورک پدید آورده بودند. اینگونه بود وضعیت شهر نیویورک در دهه ١٩٨٠ شهری که موجودیتش در چنگال جرم و جنایت و کرک فشرده می شد.

با آغاز دهه ١٩٩٠ به ناگاه وضعیت گویی به یک نقطه عطف برخورد کرد. سیر نزولی آغاز گردید. قتل و جنایت به میزان ٧٠ درصد و جرائم کوچکتر مانند دزدی و غیره ۵٠ درصد کاهش یافت. در ایستگاههای مترو با پایان یافتن دهه ١٩٩٠، ٧۵ درصد از جرائم از میان رفته بود. در سال ١٩٩۶ وقتی گوئتز برای بار دوم بدلیل شکایت کیبی جوانی که فلج شده بود به محاکمه فراخوانده شد روزنامه ها و مردم کمترین اعتنائی دیگر به داستان وی نکردند. زمانی که نیویورک امن ترین شهر بزرگ آمریکا شده بود دیگر حافظه ها علاقه ای به بازگشت به روزهای زشت گذشته را نداشتند !!!


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/٥/۱۳ ] [ ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ ] [ روانشناسی بالینی انار ]

می گویند «آلبرتو جاکومتی»، مجسمه ساز سوئیسی پایش در یک تصادف می شکند. همانطور که در خیابان دراز کشیده بود تا آمبولانس برسد، می شنوند که می گوید: «بالاخره، بالاخره، برای من هم اتفاقی افتاد.»

کاملاً منظورش را می فهمم. من بیش از سی سال در استنفورد تدریس کرده ام و تمام مدت در یک خانه زندگی کرده ام، فرزندانم را تماشا کرده ام که به یک مدرسه رفته اند و هرگز مجبور نشده ام با سمت تاریک زندگی رویاروی شوم. هیچ مرگ نابهنگام و سختی را تجربه نکرده ام، پدر و مادرم در سالخوردگی مردند، پدرم هفتاد ساله و مادرم در دهه نود زندگی بود که از دنیا رفت. خواهرم که هفت سال از من بزرگتر است، سالم است. هیچ دوست صمیمی ای را از دست نداده ام و هر چهار فرزندم دوروبرم هستند و موفقند.

برای متفکری که چارچوب داوری اگزیستانسیال را دریافته است، این زندگی بی خطر و حفاظت شده، نقطه ضعف به حساب می آید. من حتی یکبار هم تجربه رشد دهنده ی جدایی زناشویی را از سر نگذرانده ام تا با تنهایی بالغانه رودر رو شوم. گاهی اوقات به بیمارانی که موقعیت خطیری را در زندگی تجربه می کنند، رشک می برم، کسانی که این شهامت را دارند که زندگی هایشان را از اساس متحول سازند، کسانی که دست به کار می شوند، کارشان را رها می کنند، حرفه شان را تغییر می دهند، طلاق می گیرند و همه چیز را از اول شروع می کنند.

 

مامان و معنی زندگی-اروین یالوم

 توضیحاتی در مورد دکتر اروین یالوم استاد روانپزشکی دانشگاه استنفورد و دانلود کتاب مامان و معنی زندگی از اینجا

[ ۱۳٩۳/٥/۱٠ ] [ ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ ] [ روانشناسی بالینی انار ]


خانم آزادی عزیز

به یمن آمدنت هزاران ستاره در آسمان دلم خندید

تنهابرای تو که  اولین و آخرین حکایت بی انتهای دوستی هستی

مینویسم که به یادت هستم

هزاران شاخه گل بنفشه

در روز تولدت تقدیم تو باد

و ما

در انتهای نگاهت کلبه ای خواهیم ساخت

مبادا در لحظات تنهاییت با خود بگویی

از دل برود هر آنکه از دیده برفت

[ ۱۳٩۳/٤/۱٤ ] [ ٢:٢٧ ‎ب.ظ ] [ روانشناسی بالینی انار ]

این تست در بیمارستان سنت مری انجام شد

و نتیجه ی آن کاملاً دقیق است.

در عکس زیر دو دلفین کاملا یکسان از آب بیرون پریده اند

بر اساس تحقیقات روانشناسان با وجود این که این دو دلفین
کاملاً مشابه یکدیگر هستند ولی افرادی که دارای استرس باشند
احتمالاً متوجه تفاوت هایی بین آن دو خواهند شد.

تست در ادامه مطلب ....


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/٤/۱۳ ] [ ٢:۱٤ ‎ب.ظ ] [ روانشناسی بالینی انار ]

ساعت شش:با ترشح هیدرو کورتیزون، اعضای بدن بیدار می شوند. بدین طریق بدن بطور آهسته خودش را برای بیدار شدن آماده میکند.متابولیسم به فعالیت در میاید وبرای فعالیت روزانه ما پروتئین وانرژی ذخیره شده به جریان در می آید.

 

ساعت هفت : هنوز بدن ضعیف است ، پس وقت ورزش نیست چون در این ساعت با ورزش فقط به قلب فشار وارد می شود . بجای ورزش صبحانه بخورید چون دستگاه گوارش در این زمان بخوبی کار میکند.

 

ساعت هشت:مقدار زیادی هورمون در این ساعت ترشح میشود . سیگار کشیدن در این ساعت بیشتر از هر ساعت دیگری باعث تنگ شدن عروق می شود.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/٤/٩ ] [ ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ ] [ روانشناسی بالینی انار ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلام ... به وبلاگ دانشجویان روانشناسی بالینی دانشگاه انار خوش آمدید این وبلاگ دارای موضوعات مختلف و متنوعی است هرگونه نظر انتقاد یا پیشنهادی که دارید برای بهتر شدن این بلاگ با ما در میان بگذارید
امکانات وب